پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
اشتباه آخرمان
نوشته شده در سه‌شنبه 10 اسفند 1395
بازدید : 374
نویسنده : khalseh





 اشتباه آخرمان این بود

آغوشمان را تا کردیم

گذاشتیم در چمدان هایمان،

تا همدیگر را، بغل نکنیم...




 اشتباه آخرمان این بود

آغوشمان را تا کردیم
گذاشتیم در چمدان هایمان،
تا همدیگر را، بغل نکنیم...
دست هایمان را
در گلدان کاشتیم ،
تا برای هم دست تکان ندهیم...
و دهانمان را
ریختیم برای پرنده ها
تا از هم خداحافظی نکنیم...

بعد با پاهایی که خودش را روی زمین میکشید
تا به معشوقه اش برگردد
بی رحمانه، همدیگر را ترک کردیم...

اشتباه آخرمان این بود:
میخواستیم پایان این داستان باز بماند
شاید یک روز
تنهایی مارا به هم برگرداند
تا دوست داشتنمان را ازهم پس بگیریم!
*
چمدان را در راه دزدیدند
و آغوشمان سهم غریبه ای شد که دوستش نداشتیم...
دست هایی که در خاک دفن کرده بودیم،
تازه جوانه زده بود،
که یادمان افتاد چشم هایمان را در آخرین دیدار جا گذاشته ایم...
*
عشق چیزی از ما باقی نگذاشت،
ما اما،
دینمان را به عشق ادا کردیم...
هرجای دنیا پرنده ای بخواند،
دهان ماست
که از بغض هایمان
شعر گفته است



مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید